عاشق

عاشق

 

اولین بار بود نی عاشق

در نیزار

سر به عصیان زد

این عاشق لاغر اندام رنگ پریده

دل به نسیم داده بود

نیزار جلودارش شد

عاشق دیوانه گفت:

او یک طرف

شما همه یک طرف

این هم قلبم.

نیزار عصبانی

برای مجازات عاشق گریان

دارکوبی فرا خواند

دارکوب تیز منقار

پنج شش سوراخ

به قلب و جان نی افکند

از آن پس

این عاشق "نی لبک" شد

از آن روز زخم عاشق

با دستان "باد"

به سخن در می آید

و تا اکنون

نغمه می خواند برای دنیا.

/ 4 نظر / 13 بازدید
ساناز

سلام.مرسی اومدین.این نوشته خیلی قشنگ بود مرسی

مهدی

زیبا بودن خیلی قشنگ بود شعرها دمت گرم

مهدی

زیبا بودن خیلی قشنگ بود شعرها دمت گرم[گل]